السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
28
تفسير الميزان ( فارسي )
از انسانها و يا تزيين اعمال اسرافگران در نظرشان ، و يا هلاكت قرونى از گذشتگان ، همه اينها امورى است كه اسباب هم در آن دخالت دارد . و در بين بزرگان رسم است كه وقتى مىخواهند از دخالت اعوان و خدمتكاران خود در بعضى از كارهايشان خبر دهند ، مىگويند ما چنين و چنان كرديم و يا چنين و چنان مىكنيم . * ( « وَإِذا مَسَّ الإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِه أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً . . . » ) * كلمه « ضر » - به ضم ضاد - به معناى حوادث و امورى است كه به جان آدمى ضرر برساند . و معناى جمله * ( « دَعانا لِجَنْبِه أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً » ) * اين است كه وقتى به انسان ضررى مىرسد ما را مىخواند در حالى كه به پهلو افتاده و يا نشسته و يا ايستاده است . و ظاهرا اين ترديد به منظور تعميم مىباشد و مىخواهد بفرمايد : چه به پهلو و چه نشسته و چه ايستاده و چه در هر حال ديگرى كه فرض شود بر دعا و خواندن ما اصرار مىورزد ، و در هيچ حالى ما را فراموش نمىكند . ممكن هم هست هر سه كلمه * ( « لِجَنْبِه أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً » ) * همگى حال از كلمه « الانسان » باشد ، نه حال از فاعل « دعانا » ، در اين صورت عامل در اين سه حال كلمه « مس » مىباشد ، و معناى جمله چنين مىشود : « وقتى كه ناملايمى به انسان برسد ، او در حالى كه خوابيده يا نشسته و يا ايستاده در همان حال ما را مىخواند » . و اين معنا در بعضى از روايات بى سند وارد شده . و جمله * ( « دَعانا لِجَنْبِه » ) * مربوط به بيمارى است كه قدرت برخاستن ندارد ، و جمله « او قاعدا » مربوط به مريضى است كه نمىتواند بايستد ، و جمله « او قائما » مربوط به افراد سالم است . و جمله * ( « مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّه » ) * كنايه است از فراموشى و غفلت از چيزى كه فراموش نمىشود . و معناى آيه اين است كه : وقتى بلاء و ناملايمى جانكاه به انسان مىرسد مدام و بدون وقفه ما را به منظور رفع آن بلاء مىخواند و برخواندن خود اصرار مىورزد ، و همين كه بلاى او را بر طرف مىكنيم به كلى ما را فراموش مىكند ، و دلش به سوى همان كارهايى كه قبلا داشت كشيده مىشود ، آرى ، اين چنين اعمال كه اسرافگران و مفرطان در تمتع به زخارف دنيوى دارند ، در نظرشان زيبا جلوه مىكند ، آن قدر زيبا كه جانب ربوبيت پروردگار را به كلى از ياد مىبرند ، و به فرضى هم كه كسى آنان را ياد آورى كند اصلا از ياد خدا روى بر مىگردانند . و در اين آيه علت اينكه منكرين معاد به ضلالت و غى خود ادامه مىدهند بيان شده ، و خصوصيات آن سبب ذكر شده ، و آن اين است كه اين گونه افراد مثلشان مثل انسانى است كه گرفتار بلاء و ضرى جانكاه شده ، و به خاطر اين گرفتارى خداى تعالى را مىخواند ، و يكسره ،